خرید بک لینک

آهنگه

چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۶ ♥ 23:22

یه چیزی یادم رفت بگم

این آهنگه که گذاشتم مخاطب نداره ها

باز به خودتت نگیری

زینب میخوندش منم خوشم اومد گذاشتم اینجا

زهــ♥ــــرا •

برچسب: آهنگه, نویسنده: آروین زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:16

خب درسام تموم شد گفتم بقیه ی داستان جالبمو بنویسم تا اونجا گفتم که فرهام میره وبلاگش هروقت وبشو باز می کردیم پر بود از حرفای اون دوتا تو مدرسه اولا رابطه مون خوب بود و با موضوع مینا که میخواست عذرخواهی کنه بیشتر با هم حرف می زدیم و دردودل می کردیم یواش یواش از هم دور شدیم جوری که خداحافظی هم نمی کردیم امتحانایه ترم اول رسید فهمیدم که یه اتفاقی افتاده چون ستایش و مبینا خیلی باهم پچ پچ می کردند هرچی هم که می پرسیدم جواب نمی دادن مریم هم هی با این دوتا حرف میزد و گریه می کرد تااینکه تو امتحانا نمی دونم یادم نیست دقیقا امتحان چی داشتیم امتحانمو دادم رفتم تو حیاط دیدم مبینا و ستایش و مریم کنار هم ادامه مطلب

برچسب: کنجکاو, نویسنده: آروین زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:16

الان داشتم یه نگاهی به وبم می انداختماولا، پستای اول ، این وب... جالبه! قرار بود این وب برا نجات مریم از ناراحتیهاش باشه حالا همین وب شده پر از نفرت و دوست نداشتن از مریم قرار بود کمک کنم تا نشکنه اما الان رسما دارم خردش می کنم هه! دنیای عجیبیه! میدونی چیه خسته شدم این قدر به همه محبت کردم ولی جوابم فقط تنهایی بود مهربونی کردم ولی نامهربونی دیدم آرامشمو به اونا دادم ولی درعوض ........ یه چند وقتیه که دارم برای خودم زندگی می کنم متنظر می مونم تا یکی تو زندگیم وارد بشه که کارام حرفام محبتام دوست داشتنام و مهربونیام و نگرانیام براش ارزش داشته باشه تو همه ی شرایط به فکر من باشه نه فقط زمانی که ناادامه مطلب

برچسب: مامان,بزرگ,بازی, نویسنده: آروین زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:16

بگو لطفا جمعه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۶ ♥ 21:31 امتحانا رو چه کردی؟! معدل 20؟ چه خبر؟ حانیه من هنوزم کنجکاوم چرا نمیگی بهم؟ خیلی دوست دارم بدونم چرا اینجایی؟ چرا اومدی؟ تو که اصلا اینورا نمی اومدی یه دفعه چی شد؟ عاقا کنجکاوم بگو دیگه زهــ♥ــــرا • ادامه مطلب

برچسب: لطفا, نویسنده: آروین زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:16

تولدت شنبه سوم تیر ۱۳۹۶ ♥ 12:42 سلام حانیه جان! امیدوارم که حالت خوب باشه... دیشب داشتم بهت فکر می کردم به اخلاقای خاصت، حرف زدنات، گوش دادنات. نمی دونم چرا ولی از فکرم بیرون نمی رفتی و اجازه نمی دادی که بخوابم خیلی کنجکاوم بدونم امسال چه کسایی دوستتن اخلاقشون چه جوریه اصلا براشون مهمی بهت توجه می کنن راستش اومدم که بگم معلوم نیست که واسه تولدت زنده باشم که بهت تبریک بگم یا نباشم واسه همین اگه روز تولدت تبریکی از طرف من برات نیومدم بدون که نبودم یه موقع ناراحت نشی از دستم ایشالا خدا بخواد باشم و یه تولد حسابی اینجا برات بگیرم یه تولدی که هیچ وقت از یادت نره اگه بشه و این وب گیرای الکی نده ایشاادامه مطلب

برچسب: تولدت, نویسنده: آروین زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:16

حانیه مردی؟

چرا جوابمو نمیدی؟

برچسب: بیدی؟, نویسنده: آروین زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:16

حال خرابم سه شنبه بیستم تیر ۱۳۹۶ ♥ 18:44 سلام ببخشید که میام اینجا و این حرفا رو می نویسم اینجا تنها جایی که می تونم حرف بزنم اگه ناراحت میشی می تونی نیای یا اصلا نخونی ببخشید حالم خیلی بده خوابای عجیبی می بینم یه استرس و ترسی تمام وجودمو پر کرده نمی دونم چیه اصلا نمی تونم منشا شو پیدا کنم اگه یه اتفاق بدی بیفته چی؟ نمی دونم چرا حس بدی دارم نه حال نوشتن دارم نه نقاشی نه سنتور و نه درس نمی دونم این ترسه چیه از اون حالاییه که نمی دونم چیه! امیدوارم تا حالمو از این بد تر نکرده رد شه دلم می خواست با یکی حرف می زدم ببخشید که مجبور شدم اینجا بنویسم زهــ♥ــــرا • ادامه مطلب

برچسب: خرابم, نویسنده: آروین زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:16

سلام

خوبی؟

از شانس تو هنوز زنده ام

تازه اومدم حات خالی بود

خیلی یادت کردم

برچسب: اومدم, نویسنده: آروین زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:16

تفلدت مبایک جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۹۶ ♥ 0:0 به به عجب روزیه امروز دقیقا ساعت 00:00 دیگه از همین ثانیه های اول روز سیزدهم شروع کردم دیگه بهانه ای نداری بگی آخر از همه تبریک گفتم از همین ساعت صفر عاشقی تو این ساعت یه آرزو کن بجنب... خب حالا بعد آرزو می خوام برات جشن بگیرم دوست دارم شبیه تویه.... خخخخخخخخخخ حالا وقتشه مهمونا رو دعوت کنم که بیاین و مجلس رو گرم کنن. ببین اینا رو حالا واستا... اینا رو نگا چه هنرمندن ببین چه مهمونایی دعوت کردم... زن و شوهر هم دعوت کردم خب دیگه حالا وقته کیکه... تو هرکدوم رو که دوست داری فوت کن قبلش یه آرزو تو دلت و یه آرزوی ادامه مطلب

برچسب: تفلدت,مبایک, نویسنده: آروین زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:16

سلام خانوم رسولیاول از همه واسه بردتون تبریک میگم ایشالا همیشه همه جا موفق باشی دوم اینکه امروز خیلی یادت کردم یکی سر بند بستن کفشامون و یکی هم واسه چته 2000 هایی که می نوشتی نمی دونم امسال مشکل از بند کفشامه یا مشکل اینجاست که سر بند بستن کفشام با کسی شرط نبستم نمی دونم امروز شنیدم با مینا درباره یادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 5:23

سلامخیلی وقت بود که اینجا نیومدم امشب یهو دیدم خیلی وقته که به روز نشده یادت افتادم راستشو بخوای خیلی وقته که دیگه بهت فکر نمی کنم اون اولا خیلی برام سخت بود جات خیلی خالی بود خیلی احساس کمبود می کردم مریم اولاش بود جاتو داشت پر می کنم همینطور مینا با مینا حرف می زدیم دردودل می کردیم گاهی حرفایی کهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 5:23

خیلی غافلگیر شدم که اومدی اینجا راستشو بخوای فکر نمی کردم که یه روزی بیای اینجا خیلی حرفا بود که دوست نداشتم بخونی اما من تقریبا چیزی رو از تو پنهان نکردم تو پست قبلی گفتم که بهت فکر نمی کنم چون نیستی که فکر کنم هنوز همونه که گفتم هیچ کسی نمی تونه جاتو پر کنه اگه دل تنگه نگارم به خاطر اینه که اومده ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 5:23

اولا که جواب سوالایه منو که نمیدی دوما من هنوز نفهمیدم چرا اومدی اینجا تو که گفته بود منو نمی شناسی همه مون رو فراموش کردی یه دفعه چی شد ؟ جواب سوالاتو دارم میدم جواب منم اگه دوست داری بده شاد میشم سوما هم قصه من و مریم قصه ی منو مریم مفصله اول که اون وب ساخته شد همونی که دونفره است بعد رابطه مون ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 5:23

حانیه من فردا صبح هستم

بعدش نیستم تا شنبه صبح

اگه میخوای حرف بزنی برای فردا یه ساعتی رو بگو

اگرم نبودی دیگه خودت مشخص کن

+ چهارشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۵| 21:5|زهــ♥ــــرا|

برچسب: نویسنده: آروین زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 5:23

سلام اول از همه سال نوتون مبارک دیر شده ولی ببخشید گرفتار بودم نشد بیام دلم برات تنگ شده خیلی.... می دونی این روزا خیلی دل تنگم دل تنگ تو دل تنگ نگار دل تنگ مریم منظورم قندهاری نیست مریم خودمون همون قبلیه اگه بدونی دارم چه عذابی می کشم کاش بودی پیشم کاش دوباره بهم می گفتی پشتتم کاش میشد باهم رو دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 5:23

صفحه بندی